بازی با کلمات برای خلاقیت بیشتر

بازی با کلمات برای خلاقیت بیشتر



اگرچه خلاقیت برای اکثر مردم اصولا چیزی است که چند سال یک بار یا چند دهه یکبار آن هم به طور اتفاقی ظهور و بروز می کند اما در مورد
ادامه نوشته

زهر برای خلاقیت 3

زهر برای خلاقیت ۳

 
"انتظار پاداش داشتن" کشنده خلاقيت است. وقتی شما پاداشی خارجی برای خلاقيت تعيين می کنيد، خلاقيت را از بين می بريد. چرا که انسانهای باهوش هميشه برای رسيدن به خلاقيت راههای مستقيم تر را انتخاب می کنند و خودشان را به دردسرِ خلاقيت نمی اندازند. در واقع رضايت درونی است که انسانهای خلاق را پيش می برد. (برای مثال رجوع کنيد به پستی که در مورد فينمن داشتم.)
وقتی دکتر محجوب در مورد فردوسی می گويد که اگر بخواهيم بطور متوسط حساب کنيم، فردوسی در مدت سی سال به طور متوسط روزی 6 بيت شعر گفته است. مسلما اگر فردوسی هدفی غير از رضايت درونی می داشت، خيلی زودتر از سی سال می توانست خود را به کيسه های زر نزديک کند. 
در واقع موشی که در اين عکس هست، موشی است که انتظار پاداش داشته، وقتی انتظار پاداش داری، ديگر چرا راههای جانبی (خلاقانه) را امتحان کنی؟ زودتر می روی تا به پاداشت برسی.

زهر برای خلاقیت 2



دو روز قبل بود. از دهنم در رفت و به مدير مدرسه گفتم: "من و مادر بچه تمام تلاشمان را در خانه می کنيم که بگوييم نمره هيچ اهميتی ندارد." اين حرف را در مدرسه ای گفته بودم که نه تنها دانش آموزانش، بلکه والدينش هم از نمره می ترسند. مدرسه ای که افتخارش اين است که بچه ها برای 2 نمره انضباط جار وجنجال به پا می کنند. مدرسه ای که بارها از مديرش شنيده بودم که گفته بود شما شانس آورديد که بچه تان به دسته ای که تحت پوشش ارزيابی کيفی قرار گرفتند نخورديد. اين حرف را در مدرسه ای زده بودم که همه تلاشش در مهم نشان دادن ارزيابيها بود و تمام افتخارش رتبه دانش آموزانش در ارزيابيهای مختلف.
مدير نگاهی به من کرد. نگاهی که به راحتی نمی توانم توصيفش کنم. شايد اگر نقلی از کتاب آقای ميکالکو بکنم، بهتر بتوانم آن نگاه را تعريف کنم. می گويند در گينه قبيله ای هستند که باور دارند رودخانه ای آخر دنياست. يکی از دانشمندانی که به آن جا سفر کرده بود برای اين که به آنها بباوراند که اين رودخانه آخر دنيا نيست، به آن طرف رودخانه می رود و برمی گردد. می گويند اعضای اين قبيله اين فرد را نمی ديدند. نه اين که وانمود کنند نمی بينند، او را واقعا نمی ديدند.
نگاه مدير به من همان نگاه بود، نگاهی که می گفت کاش تو اصلا ديده نشوی.
دومين کشنده خلاقيت انتظار ارزيابی داشتن است.
ادامه نوشته

زهر برای خلاقیت

بحث کشنده های خلاقيت بحث مهمی است. ممکن است بگوييد چرا راجع به رشد دهنده های خلاقيت صحبت نمی کنی؟ مساله اين است که در جوامع بيشتر خلاقيت را می کشند. آقای کن رابينسون می گويد: "ما از سيستم آموزشی نمی خواهيم خلاقيت را رشد دهند، فقط لطف کنند و آن را از بين نبرند."

اولين کشنده خلاقيتی که در موردش صحبت می کنم "نظارت و کنترل دقيق" است.
ادامه نوشته